ازگل - معنی در دیکشنری آبادیس
به معنی نچسب رومخ
سرخ رو، گداخته،
اُزگل: [عامیانه، اصطلاح] بی سروپا، کم شعور و بی شخصیت .
یعنی احمق. اوسکل. دیوانه
ازگل یعنی اینکه کوشخولا به کوشخولی بگرایند.
نشانه های کوشخولی ظاهر است. کسانی که ازار می دهند و رفتار سگی دارن ازگل هستن.
ازگل یعنی بی شعور احمق کدن که فقط حرف های کوشخولی می زنه. و ازگل کسی که دیگران رو ازار میده.
نفهم . نادان. بی عقل. شلخته
ازگل به معنای کسی است که زن و بچه خود را رها میکند و میرود پی گردش
در زبان لری لکی به معنی آشغال
در زبان لکی به معنی قپال، چنگ، مرک، کنارآو، در کل یعنی چیز به دردنخور
ازگل ناسزاس
به کسی که خیلی برو بیا داره، این واژه رو بکار می بریم تا طرف شاخ نشه و خاکی بشه!
اُز: برو، دور شو - فراوان، زیاد، خیلی - خود، خویش، درون
... [مشاهده متن کامل]
مانند: اُزون ( زیاد، فراوان ) - اُزوده ( خودشه! ) و. . .
گَل: بیا
مانند: گَلدین ( اومدی ) ، گَلمَه ( نَیا ) ، گَلمَز ( نِمیاد ) و. . .
معنی: برو بیا دار، اُرت دهنده، قُمپُز در کننده، هارت و هورت ( پورت ) کننده، باد در سر داشته، پُز دهنده، ادعا دارنده، مدّعی -
پَچول، پَخمه، پَپِه، چُلمَن، مَلَنگ، گاگول، بَبو، مَشَنگ، شاسگول! - سَرگِران، مغرور، متکبر، خودخواه، خودبین، خودپرست!
یادآوری از واژه وَرِجَمکَرد:
تنها مردمانی به نام: "بی پُشت" ها به وَرِجَمکَرد نرفتند!
( ( بی پُشت: واژه فارسی میانه ( پارسیگ )
اوستا: اَهاوَیُه ( اَپَه کَوَه: آب نداشتن در کمر ) و همچنین فِرَکَوَه: کوه داشتن در کمر
وندیداد: زَفَنگَل ( زُونگَل، همان گونه امروزی اُوزگَل! )
ویژگی ( صفت ) کسانی است که اهورامزدا از آوردن آنان به ورجمکرد روا نمی دانست!
این مردمان ( بی پُشت ها ) به وَرِجَمکَرد نرفتند زیرا از آن ها به عنوان مردمانی: سست عنصر، تنبل، گُشاد، خمیده ( گوژپشت ) ، بی خایه، نازا، ناباروَر یاد می شود! ) )
ازگل به زبان ترکمنی اگه حرف اول یعنی الف و کلا دار بزاریم به معنای گل کم تلفظ میشود آز گل مثل این
�ازگل� از کلمه� اوز گل� که یک کلمه ترکی به معنی �گل رخ�می باشد
ازگل به معنی احمق تنبل و شلاخته و کم عقل و خنگ میگویید در استان خراسان رضوی نیشابور
کلمه پبشنهادی همان ازگل
منهتا
ضمه به فتحه تغییر میکرد
إزگٍل: در زبان لری به معنی زغال آتشین
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٧)